خرید بک لینک
(1) من جمع های دوستانۀ زیادی داشتم که دیگر ندارمشان. خب تقصیر هیچکس نبوده؛ روزگار جدایمان کرده. اما ماجرا این است که جمع هایی که خوب بودند و حالا دیگر- به جبر زمانه- جمع نیستند، آدم هایی داشتند که کماکان برایم زنده هستند. بالا و پایین های زندگی نمی گذارد همیشه حالشان را بپرسم و از اطلاعاتشان باخبر شوم، ولی اصرار دارم که گهگاهی پی شان را بگیرم و البته همیشه- بیشتر اوقات- در دلم زنده هستند.(2) دیگر مصرم به این سادگی بر تعداد دوستانم اضافه نکنم، چرا که توان پی جویی حال همه این دوستی ها را ندارم. مع

برچسب: نویسنده: پرنیا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 15:46

ماجرای خردادِ رمضانی امسال داستان کلنجار رفتن من با گشادی های همۀ این سال ها است...

+ مهدی میگه از هجده سالگی تا الان با ده درصد توانم هم کار نکردم. من بیش از اینها کار کرده ام منتها نه برای فعالیت حرفه ای ام. همیشه کارهای حاشیه ای انجام دادم که اگر روی یک چیز متمرکز میشد بسیار از خودم راضی میشدم. و این مایۀ شرمساری است.

ماهی یه دونۀ معهود...

++ تف تف...

برچسب: نویسنده: پرنیا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 15:46

میگن واسه رهایی از هوس سیگار قدم بزنید، ورزش کنید، آب بخورید، نفس عمیق بکشید....

نمیفهمن که ما سیگاریا بعد همۀ این کارا هم هوس سیگار میکنیم. نمیفهمند ما سیگار رو وارد همۀ فعالیتای زندگیمون کردیم. نمیفهمند لعنتیا. نمیفهمند.[گریۀ حضار]

عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش......

++ یکی از موقعیت های عاشقانه ای که من خودم به شخصه کشفش کردم سیگار بعد از دیدار استاده؛ خوب پیش رفته باشه یا بد.

برچسب: نویسنده: پرنیا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 15:46

صفحه بندی